close
تبلیغات در اینترنت
اعتقاد وهابیها وپیشوای آنان ابن تیمیه درباره خداوند وصفات او
.
در حمد و تسبیح محبوب
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبو را فراموش کرده ام
آرشيو وبلاگ
خبرنامه


عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

جستجو

سلام دوستان عزیز تصمیم گرفتم درباره وهابیت اعم از تاریخچه ،عقاید، شبهات وپاسخ به شبهات آنها بصورت خیلی منطقی واستدلالی از آیات قرآن به یاری خداوند، مطلب بنویسم امیدوارم ما را در این مسیر با نظرات وپیشنهادات خود یاری نمائید. ومن الله التوفیق.اعتقاد وهابیها وپیشوای آنان ابن تیمیه درباره خداوند وصفات او محمد بن عبدالوهاب موسس فرقه وهابیت ، احمد بن تیمیه وشاگردان وپیروان خود را موحد ویکتا پرست دانسته وبوسیله پندارها وخیال بافی هایی که به آن پایبند ومعتقدند وبا تمام مسلمانان به مخالفت ورزیده اند، مدعی هستند که از ساحت قدس توحید حمایت کرده ونگذاشته اند آلودگیهای شرک بر آن راه یابد وتنها ایشانند که موحد ویکتاپرست هستند ودیگر مسلمانان وفرقه های اسلامی همه کافر ومشرکند. لکن در حقیقت احمد بن تیمیه ومحمد بن عبدالوهاب وتابعان این دو با توحید به شدت مبارزه کرده وبه مرزهای آن تجاوز نموده وپرده های توحید را پاره وحجاب آنرا دریده اند وبه خداوند متعال آنچه سزاوار ساحت قدسش نیست نسبت داده اند.در حالی که خداوند متعال پاک و منزه است از آنچه ستمگران وجاهلان ونادانان به او نسبت می دهند. اینان برای خداوند جهت وسمت ثابت کرده. گاهی خدا را بالا وگاهی روی عرش قرار می دهند وعرش را در بالای آسمانها وزمین می دانند ومی گویند: خداوند حرکت دارد به آسمان دنیا فرود می آید وآمدن ورفتن ونزدیکی ودوری را به معنای حقیقی آن برای خداوند ثابت می دانند. ونیز صورت ودو دست ، دست راست ودست چپ وانگشت وکف دست و دو چشم همه را بمعنای حقیقی برای خداوند ثابت می دانند واین مطالب صراحت دارد که : اینها خداوند را جسم ودارای پیکر واعضاء وجوارح می دانند. وهابیها الفاظی که درباره صفات خداوند متعال وارد شده به معنای حقیقی گرفته ومحبت ورحمت ورضا وغضب ومانند اینها که در انسانها هست ، برای خدا ثابت نموده ومی گویند : خداوند سخن می گوید بطوری که جوهر صدای او آشکار می شود.در حقیقت اینها خداوند را محل برای ورود حوادث قرار داده که لازمه دارد خداوند موجودی حادث باشد و قدیم وازلی نباشد. ابن تیمیه معتقد است که : واقعا خداوند جسم و دارای جهات وبر روی عرش قرار گرفته ومانند انسان با صدا وحروف صحبت میکند. ابن تیمیه در کتاب الفتاوی ج5 ص 192 می گوید :( آنچه در قرآن وسنت ثابت شده واجماع واتفاق پیشینیان بر آن است، حق می باشد. حال اگراز این امر، لازم آید که خداوند متصف به جسمیت شود اشکالی ندارد.زیرا لازمه حق نیز حق است.) در بیین جامعه مسلمین او اولین کسی است که این چنین سخن گفته وگزافه گوئی کرده ودرباره آن کتاب نوشته مانند کتاب (العقیدة الحمویه) و ( الواسطیه ) وغیر این دو کتاب . وبه همین جهت علمای همزمان او حکم به کفر وگمراهی او نموده وحاکم وقت را وادار کردند تا او را بکشد یا به زندان بیفکند.لذا از طرف حکومت بازداشت شده وبه مصر آورده شد وعلما با او مناظره نمودند ودستور دادند او را به زندان بیفکنند ودر زندان بعد از اینکه توبه کرد ودوباره توبه را شکست از دنیا رفت. احمد بن حجر هیتمی مکی شافعی صاحب کتاب(صواعق) در کتاب دیگرش بنام ( الجوهر المنظم فی زیارة القبر المکرم) در فصل زیارت گفته است: ابن تیمیه نسبت به پیشگاه قدس ربوبی جسارت کرده وپرده های عظمت الهی را دریده وبالای منبر در حضور جمعیت اظهار نموده که : خداوند متعال جسم ودارای جهت است. شباهت وهابیت با خوارج (2) 7-پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم درباره خوارج فرمود: اینها از دین بیرون می روند همانطور که تیر از کمان بیرون می رود. نظیر همین مطلب را پیغمبر اکرم درباره وهابیها فرمود. احمد بن حنبل در مسندش از ابن عمر نقل نموده که پیغمبر اکرم فرمود: بارالها شام ما را برای ما با برکت بگردان. بارالها یمن ما را برای ما با برکت گردان.بعضی از صحابه گفتند: ونجد مارا. حضرت دوباره دعایشان را تکرار کردند وباز اصحاب گفتند : ونجد مارا .حضرت فرمود : در نجد لغزشها وسختیها وفتنه ها برپا شود ودر آنجا تابعان شیطان ظهور میکنند. همین روایت را بخاری در کتاب (فتن) از ابن عمر نقل میکنه. ترمذی هم در کتاب مناقبش واحمد در مسندش ومسلم در صحیحش ومالک در الموطاء نقل میکنند: پیغمبر در حالیکه مقابل مشرق (منظور نجد است چون نجد در سمت شرق مدینه واقع شده) قرار گرفته بود فرمود: ابتدا کفر از این طرف است از جائی که تابعان شیطان پدید آیند. در تمام این احادیث این جمله مشترک است( من حیث یطلع قرن الشیطان) بخاری به سند خود از پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم نقل میکنه که فرمود: مردانی از طرف مشرق زمین خروج می کنند. آنان قرآن می خوانند ولی از گلویشان تجاوز نمی کند.از دین خارج میشوند همانگونه که تیر از کمان خارج میشود وعلامت آنها تراشیدن سر است. قسطلانی در ارشاد الساری ج15 ص626 در شرح این حدیث می گوید :)من قبل المشرق ) یعنی از طرف شرق مدینه مثل نجد ومانند آن. می دانیم که نجد مرکز وهابیها وموطن اصلی آنان بود که از آنجا به دیگرشهرها منتشر شدند. وهمچنین تراشیدن موی سر وبلند گذاشتن ریش از شعارها ونشانه های آنان بود. در کتاب قاموس مکانها وبقعه ها آمده: شهرهای نجد در شرق شهرهای حجاز واقع شده وآن شهرها دو قسم اند: نجد حجاز ونجد عارض. واز شهر های نجد، قرامطه ومسیلمه کذاب ووهابیها بیرون آمدند وپایتخت نجد، شهر ریاض است. یکی از کسانی که با وهابیها به مبارزه برخواسته وکتابی در رد آنها نوشته سلیمان بن عبدالوهاب برادرمحمد بن عبدالوهاب ( موسس فرقه وهابیت)است. سلیمان بن عبدالوهاب می گوید : از چیزهائی که مذهب وهابیت را باطل می کند حدیثهائی است که در صحیح بخاری وصحیح مسلم از پیغمبر نقل شده که آنحضرت فرمود: ابتدای کفر از طرف مشرق است. ودر روایت دیگر فرمود: ایمان از سمت یمن وفتنه از این سمت از جائی که تابعان شیطان پدید آیند. ونیز فرمود در حالیکه مقابل مشرق قرار داشت: آگاه باشید فتنه از این سمت است. شیخ سلیمان بعد از نقل این احادیث می گوید: گواهی میدهم که رسول الله راستگو بوده واداء امانت وتبلیغ رسالت کرده.سپس از ابن تیمیه نقل کرده که گفته :مقصود از مشرق، سمت شرق مدینه رسول الله است (یعنی شهر نجد) واز آنجا مسیلمه کذاب که ادعای پیغمبری نمود، بیرون آمد واول امری بود بعد از پیغمبرکه از سمت شرق ظاهر شد ومردم تابع او شدند. سپس سلیمان بن عبدالوهاب می گوید: پندارهای وهابیها برخلاف فرموده رسول خدا می باشد.چون اهل شهرهائی که پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم درباره آنان دعای خیر کرده، وهابیها آنان را کافر می دانند ومکانی که پیغمبر فرموده : تابعان شیطان از آنجا پدید می گردد وفتنه وفساد از آنجا بر می خیزد، وهابیها شهر ایمان دانسته ومعتقدند : مردم باید به آنجا مهاجرت نمایند. شباهت وهابیت با خوارج چیست(1)؟ 1-خوارج گروهی بودند که از اطاعت حضرت علی علیه السلام بیرون آمدند وبا حضرت علی جنگیدند.شعار آنها این بود(لاحکم الا لله)یعنی حکم وفرمان مخصوص خداست.حضرت علی وقتی این شعار را شنید فرمود:این سخن ،سخن حق ودرستی است ولی هدف ومقصودآنها ازاین سخن،باطل ونادرست است. اما اینکه حضرت علی فرمود:سخن حق ودرستی است، چون این سخن مطابق باکلام خداوند است که فرمود:(ان الحکم الا لله/سوره انعام آیه57). اما اینکه فرمود:هدف ومقصود خوارج ازاین سخن امری است باطل ونادرست،چون مقصود خوارج این بود که: کسی حق حکومت وفرمانروائی ندارد.ودر امور دینی نباید کسی را حاکم قرار داد.واز این مطلب نتیجه گرفتند که حکمیت وحاکم قرار دادن شخصی در جنگ صفین گناه وکفر می باشد. بنابراین خوارج برداشت اشتباهی از این آیه شریفه کرده بودند چون در شرع مقدس اسلام حکمیت ثابت شده.خداوند درباره اختلاف بین زن وشوهر درسوره نساء آیه 35 میفرماید:(وان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله)یعنی اگرترس داشتید که بین زن وشوهر اختلافی بیفتند، حکمی از خاندان مرد وحکمی از خاندان زن انتخاب کنید تا حل اختلاف کنند.وآیات دیگر که دلالت بر مشروعیت حکمیت می کند در دین اسلام. وهابیها مانند خوارج هم شعارهائی دارند مثل:( فقط باید خدا را خواند)(شفاعت منحصر است برای خدا)(توسل جز به خدا نشاید)( استغاثه تنها به خدا باید کرد) وامثال این کلمات که سخنان حق ودرستی هستند ولی هدف ومقصود وبرداشت باطل ونادرستی دارند. حق بودن این کلمات بخاطر این است که : کسی که باید آنرا خواند وبه او توسل جست واستغاثه نمود ومتصدی امر شفاعت است، حقیقتا خداوند متعال است وتنها اوست که می تواند بلا ها را برطرف ومنافع را برای انسان جلب کند. ولی باطل بودن این کلمات از این جهت است که: وهابیها خواسته اند با این کلمات ، از بزرگداشت اشخاصی که خداوند آنها را گرامی داشته وآنان را شفیع وپناهگاه وواسطه قرار داده، جلو گیری نموده واز این مقام ومنزلت برکنار کنند وبگویند توسل جستن به غیر و واسطه قرار دادن واستغاثه نمودن به غیراز خدا، شرک وکفر است. (درمقاله های آینده به تمام این شبهات پاسخ مستدل وقرآنی خواهیم داد انشاءالله) 2-خوارج مردمانی متعصب وسخت پایبند به دین بودند ونسبت به نمازخواندن وقرآن وعبادت پروردگار زیاد وبه قدری جدیت داشتند که صورتهایشان در اثرسجده های طولانی سیاه شده بود و همیشه طالب حق وطرفدار آن بودند. حضرت علی علیه السلام درباره آنان فرموده: بعد از من خوارج را نکشید زیرا کسی که می خواسته حق را بدست آوردولی به خطا واشتباه رفته وگمراه گشته،مانند کسی نیست که عمدا واز روی آگاهی در راه باطل قدم نهاده وآنرا پذیرفته باشه. وهابیها مانند خوارج مردمانی متعصب وسخت پای بند به دین هستند. نماز را در وقت خود می خوانند وبر عبادات دیگرمراقبت کامل دارند وطالب وطرفدار حق هستند.گرچه براثر برداشتهای نادرست وباطل از دین اسلام، به خطا واشتباه رفته وگمراه گشتند.


نوع مطلب :
برچسب ها :

امتیاز : :: نتیجه : 0 امتیاز توسط 0 نفر مجموع امتیاز : 0
تعداد بازدید مطلب : 56



.
.
.