close
تبلیغات در اینترنت
ستایش
.
در حمد و تسبیح محبوب
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :
رمز عبو را فراموش کرده ام
آرشيو وبلاگ
خبرنامه


عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

جستجو

دوشنبه 02 دي 1392 :: 22:14

حمد

حمد در لغت به معنای ستایش کردن و نقیض ذم (مذمت کردن) است[۱].

ستایش کردن نوعی عمل است و نه نوعی سخن. آدمی چیزی یا کسی و یا عملی و واقعه ای را ستایش می کند که از آن خوشنود و راضی شده باشد. پس ستایش حاصل خشنودی و رضایت و یک عمل وجودی است. وقتی که از کسی راضی می شویم او رادوست می داریم و همین دوستی است که ما را به مجموعۀ واحدی از اعمال و گفتار و حالات و صفات نسبت به آن فرد می رساند که سراسر تصدیق و احترام و تسلیم است و این حمد کامل است.

هرچه معرفت انسان بالاتر رود بیشتر پی می برد که هرگونه ستایشی جز برای خدا محکوم به ابطال است چون همه خوبی ها از خداوند وجود یافته اند؛ بنابراین بزرگترین حمد ها از آن خداوند است و خداوند مرجع اصلی هرگونه ستایشی است و این معنای الحمد لله است. یعنی ستایش از آن خداوند است.

تسبیح

تسبیح به معنای منزه و مبرا و پاک و مقدس دانستن خداوند است از هرنقص و نیاز و شریک و هر امری که سزاوار خداوند نیست و بالاترین حد تسبیح نفی صفات از خداوند است چرا که پرستش خدا از طریق صفات شرک است. پس تسبیح خدا به معنای حرکت از شرک به سوی توحید و از صفات به سوی ذات است[۲].

سبحان در اصل، مصدر است مانند غفران و گاه به عنوان یکی از اسماء الاهی نیز استعمال شده همچنانکه سبوح و قدوس هم از اسماء الاهی است.

و در جمله سبحان الله، کلمه سبحان، مفعول مطلقى است که قائم مقام و جانشین فعل شده، بنابر این، معنای “سبحان اللَّه”در واقع “سبحت اللَّه تسبیحا” است یعنى خداى را تنزیه مى‏کنم تنزیه کردنی مخصوص، و آن تنزیه و مبرا ساختن او ست از هر چیزی که لایق ساحت قدسش نباشد[۳].

پس بطور ساده معنای سبحان الله این است که: تنزیه می کنم خدای را از هرچیزی که لایق به ساحت قدس او نیست.

به این ترتیب حمد به معنای ستایش کردن خداست و تسبیح به معنای مقدس و منزه دانستن خدا. این دو مفهوم در اکثر آیات قرآن و اذکار نماز و ادعیه و … همراه هم ذکر شده و کامل کنندۀ هم محسوب می شوند.

علی (ع) در روایتی در مورد جایگاه ویژه حمد و تسبیح می فرمایند: التسبیح نصف المیزان و الحمد لله یملأ المیزان؛ «تسبیح» نصف میزان است و «حمد» میزان را پر می کند[۴].




نوع مطلب :
برچسب ها : حمد، تسبیح، سبحان الله، الله، حمدالله، پرستش خدا، ستایش خدا، ستایش، جایگاه حمد، مذمت، تنزه، اسما الله، اسناالحسنی، اسمالحسنی،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 60
چهارشنبه 27 آذر 1392 :: 17:39

سپاس مخصوص خداوندی است که نخستین موجود است و پیش از او چیزی نبوده است و آخرین موجود است و بعد از او چیزی نیست. دیده بینندگان , از مشاهده او ناتوان است و اندیشه گویندگان , از وصف او عاجز است , به وسیله قدرت خود , آفریدگان را آفرید و با اراده خود آنها را از نیستی , به وجود آورد.
آنها را در راه راست خود روان کرد. و در راه محبت خود بر انگیخت. نسبت به آنچه که او به جلو انداخته است , نمی توانند تاخیر نمایند و آنچه را که او به تاخیر انداخته است را نمی توانند به جلو بیندازند. و از رزق خود برای هر جانداری روزی مشخصی قرار داده است.
کسی نمی تواند روزی فراوان او را کاهش دهد و یا روزی کم او را افزایش دهد.

سپس در زندگی , برای او مدت معینی و پایان مشخصی قرار داد که با روز های زندگی بسوی آن قدم بر می دارد و با سال های عمر , به آن نزدیک می شود. هنگامی که به پایان عمر نزدیک می شود , حساب عمر خود را کامل دریافت می کند و خداوند او را به سوی پاداش فراوان یا کیفر ترسناک , روانه می سازد تا بدکاران را نسبت به کار زشت خود و نیکوکاران را نسبت به کار نیکشان جزا دهد.
رفتار او از روی عدل است و نام های او پاک است و نعمت هایش پی در پی است. کسی درباره کارهای او سوال نمی کند , ولی دیگران مورد سوال قرار می گیرند.

سپاس مخصوص خداوندی است که اگر بندگانش را از شناختن سپاسگزاری خود بر نعمت های پی در پی که به آنها داده است و بخشش های پیوسته اش که بر آنها تمام گردانیده است , باز می داشت آنها نعمت هایش را صرف می کردند و روزیشان گسترده می شد ولی شکر نمی کردند و در این صورت از مرز انسانیّت به حیوانیّت روی می آوردند. چنانکه در کتاب استوار خود وصف فرموده است :(سوره 25 ؛ آیه 44) " آنها جز مانند چهارپایان نیستند ؛ بلکه گمراه تر هستند. "

سپاس مخصوص خدایی است که خود را به ما شناساند و شکر خود را به ما الهام کرد و درهای پروردگاریش را به روی ما گشود و ما را به سوی توحید خالص خود راهنمایی کرد و از شک و کجروی در کار خود دور کرد.
سپاسی که تا زنده ایم جزو سپاسگزاران او باشیم و هنگامی که عمر به پایان رسید به سوی خشنودی و گذشت او بشتابیم.
سپاسی که تاریکی های برزخ را بر ما روشن گرداند و راه رستاخیز را هموار نماید و مکان ما را در منزلگاه گواهان آبرومند قرار دهد , روزی که هر کسی پاداش کار خود را می بیند و بر هیچ کس ستم نمی شود , روزی که دوستان به درد نمی خوردند و کسی یاریگر کس دیگری نیست.

سپاسی که تا بلند ترین جایگاه ها بالا برود و در نامه اعمال نوشته شود و نزدیکان بارگاه الهی بر آن گواهی دهند. سپاسی که آنگاه چشم ها خیره می شود , چشم های ما به وسیله آن سفید گردد , سپاسی که ما را از آتش دردناک خداوند برهاند و در پناه او قرار دهد. سپاسی که ما را در گروه فرشتگان جای دهد و در سرای جاودان و جایگاه پر برکت همیشگی , همراه پیامبران قرار دهد.
سپاس مخصوص خدایی است که زیبایی های آفرینش را برای ما انتخاب کرد و روزی های پاکیزه را برای ما قرار داد و با توانایی ما را بر همه آفریدگان مسلط کرد و به قدرت او همه آفریدگان فرمانبر ما شدند و به بزرگواری او , به سوی ما شتافتند.
سپاس مخصوص خداوندی است که در نیاز را , جز به سوی خود به روی ما بست ؛ پس چگونه می توانیم سپاسگزار او باشیم ؟ یا کجا می توانیم او را شکر کنیم ؟ نمی توانیم , کی می توانیم ؟

سپاس مخصوص خداوندی است که وسایل جمع و جذب و گشادی و دفع را در ما قرار داد و ما را از نیرو های زندگی بهره مند کرد و اندام ها را برای کار آفرید و ما را به وسیله روزیی های پاک پرورش داد. و با بخشش خود ما را بی نیاز کرد و با نعمت خود به ما سرمایه بخشید , سپس به ما دستور داد , تا پیروی ما را آزمایش کند و بازداشت تا شکر گزاری ما مشخص شود پس از فرمان او سرپیچی کردیم و مرتکب گناهان او شدیم , ولی در کیفر ما عجله نکرد و در انتقام از ما شتاب ننمود , بلکه با رحمت و بزرگواری خود با ما مدارا کرد و با صبر و مهربانی خود به ما مهلت داد تا به سوی او بازگردیم.
سپاس مخصوص خدایی است که را توبه را به ما نشان داد , توبه ایی که از روی بزرگواری اوست.

پس اگر از همه نعمت های او هیچیک جز همین یک نعمت را به حساب نیاوریم , نعمت او در حق ما نیکو و احسانش درباره ما بزرگ و بزرگواری او بر ما بسیار است. و روش او در توبه برای گذشتگان چنین نبوده است. و آنچه را که توانایی آنرا نداشتیم از ما برداشت و جز به آن چه که طاقت داشتیم تکلیف نکرد و جز کار آسان از ما نخواست و برای هیچ یک از ما بهانه ایی باقی نگذاشت. پس بدبخت کسی است که نافرمانی کند و خوشبخت کسی است که به او روی آورد.

سپاس خدا را به اندازه همه سپاسی که نزدیکترین فرشتگان و گرامی ترین بندگان و پسندیده ترین ستایش کنندگان او را ستایش کرده اند , سپاسی که بر سپاس های دیگر برتری داشته باشد مانند برتری که پروردگار نسبت به آفریدگان دارد.
سپاس مخصوص اوست , به جای هر نعمتی که بر ما و بر همه بندگان گذشته و آینده عطا فرموده است و به تعداد همه چیز هایی که علم او بر آنها احاطه دارد و همه را فراگرفته است ؛ و به جای هر یک از نعمت ها , به تعداد چندین برابر , همیشه و جاوید تا روز قیامت. سپاسی که پایان ندارد و در شمارش نمی آید و به پایان آن دسترسی نیست و مدت آن تمام نمی شود . سپاسی که باعث اطاعت و بخشش او شود و سبب خشنودی و وسیله آمرزش او گردد و راه به سوی بهشت و پناه از عذاب او شود و باعث آسودگی از خشم و پشتیبان فرمانبری از او گردد و از گناه جلوگیری نماید و در ادای حق و وظایف الهی کمک کند.
سپاسی که در بین نیک بختان و دوستان او کامروا شویم و به وسیله آن در گروه کشته شدگان بوسیله شمشیرهای دشمنان او درآئیم که خداوند یاری دهنده و ستوده شده است.




نوع مطلب :
برچسب ها : در حمد او، در حمد الله، در ستایش الله، متن ستایش خدا، ستایش، نام های پاک خدا، در حمد خدا، سپاس خدا، سپاس الله، پاداش سپاس خدا، پاداش سپاس، پاداش خدا، زیبایی آفرینش، زیبایی خدا، روز های پاکیزه، نامه ی هعمال،

امتیاز : :: نتیجه : 5 امتیاز توسط 5 نفر مجموع امتیاز : 5
تعداد بازدید مطلب : 59



.
.
.